Saturday, August 12, 2006

بررسی انقلاب روسیه - بخش نخست


برای اولین موضوع این وبلاگ، قصد دارم در چند متن
.به بررسی انقلاب روسيه بپردازم

روسیه در آستانه قرن بیستم کشوری پهناور و نظامی گرا بود که یک پادشاه دارای قدرت مطلق به نام تزار بر آن فرمان می راند. ساختار طبقاتی روسیه شامل یک طبقه اشرافی زمیندار و ثروتمند و یک طبقه دهقان تهیدست وابسته به زمین بود. کارگران دستمزد بسیار پایینی داشتند. عمدتن سواد نداشتند و در فضا های بسیار شلوغ و متراکم کار می کردند. روسیه در وضعی اسفبار بود. در مقایسه با قدرت های عمده ی اروپایی از نظر اقتصادی بسیار عقب مانده بود. برآورد عمومی حاکی از پنجاه سال عقب ماندگی بود. در نتیجه روسیه حتا از تغذیه ی مردم خود نیز عاجز بود (به ویژه در زمان جنگ جهانی اول). دولت تزاری، برای تامين هزينه جنگی خود، دست به انتشار اسکناس زيادی زده بود! در ژانويه ۱۹۱۴ معادل ۷/۱ ميليارد، در ژانويه ۱۹۱۵ در حدود سه ميليارد، در مارس ۱۹۱۷ (که رژیم سقوط کرد) ۱۰ ميليارد روبل، و هنگام انقلاب اکتبر ۱۹ ميليارد روبل اسکناس بی پشتوانه، منتشر شده و در دسترس مردم قرار گرفته بود. درنتيجه قيمت ها افزايش يافته و قدرت خريد روبل کاغذی، بی اندازه تضعيف شده بود. به نوشته تروتسکی، قيمت يک جفت کفش معادل سه ماه دستمزد يک کارگر عادی بود. اکثر دهقان ها هر چقدر هم سخت تلاش می کردند از فقر خود بکاهند (با کار توانفرسا روی زمین، شغل موقت در شهرهای اطراف و...) در بهبود شرایط خود موفقیت چندانی به دست نمی آوردند. اعتصاب های کارگری، تظاهرات دانشجویی و ناآرامی های دهقانی گسترش یافت. هنگامی که در سال ۱۹۰۵ کارگران در یک راهپیمایی اعتراضی مسالمت آمیز به سوی کاخ زمستانی تزار شرکت کردند، پلیس به روی جمعیت آتش گشود و بیش از ۱۳۰ نفر را به قتل رساند. این قتل عام (که به یکشنبه خونین مشهور شد) به نقطه عطفی برای فراخوانی به انقلاب تبدیل شد. تا سال ۱۹۱۷ شرایط اقتصادی بهبود نیافته بود. شرکت روسیه در جنگ جهانی اول، این کشور را از توان انداخته بود. کشور از تلفات انسانی بسیار بالا، کمیابی مواد غذایی و سوخت، تورم سر به فلک کشیده، آسیب دیده بود. کارگران و دهقانان که از جیره های جدید نان در ماه مارس به خشم آمده بودند، باز هم در اعتراض به پا خاستند. این بار اعتصاب و تظاهرات توده ای به سرعت گسترش یافت. این وضعیت فرصتی را در اختیار جنبش کوچک اما بسیار فعال مارکسیستی گذاشت که نتیجه ی آن وقوع انقلابی در فوریه ی ۱۹۱۷ و بر روی کار آمدن یک دولت موقت سوسیال دمکرات بود. کشورهای غربی دولت جدید و پشتیبانی اش را از آزادی سیاسی ستودند. اما دولت موقت از توجه به نارضایتی در میان دهقانان و کارگران سر باز زد و با درخواست عمومی برای شروع مذاکرات صلح، به حضور و شرکت روسیه در جنگ ادامه داد. دولت در مهار تورم موفق نبود و در جهت بازتوزیع زمین در میان دهقانان گامی برنداشت. اقتصاد روسیه به حرکت نزولی شتابانش ادامه می داد. خلاصه اینکه دولت موقت (مانند رژیم تزاری پیش از خود) نتوانست شرایط فاجعه بار کشور را درک کند. کاملن مشخص هست که بد گویی های بوریس پاسترناک در رمان دکتر ژیواگو (که جایزه نوبل سال ۱۹۸۵ به آن اثر تعلق گرفت) اراجیف بی اساس و موهومی بوده که وی حتا در یخ گشیی های خروشچف، نتوانست برای دریافت جایزه از شوروی خارج شود.

لنين با همه تلاشی که برای بازگشت سريع به روسيه به عمل می آورد، تا چند هفته پس از انقلاب، هم‌چنان در زوريخ بود و نمی توانست خود را به پتروگراد برساند؛ چرا که انگليس و فرانسه از دادن ويزای مسافرت و اجازه عبور به لنين، از سرزمين های تحت تصرف خويش، خودداری می کردند. نزديک‌ترين راه بازگشت به روسيه از سرزمين های متصرفی آلمان بود. ويلهلم دوم، امپراتور آلمان، بهترين فرصت را برای اعزام اين گروه مخالف جنگ و طرفدار متارکه، که بيش از يک سپاه منظم به دردش می خوردند، به دست آورده بود. و با امید به اینکه انقلابی ها، روسیه را از جنگ بیرون می کشند، لنین را از طریق خاک آلمان، با یک قطار مهر و موم شده (تا نتواند در خاک آلمان پیاده شود و کارگران آنجا را علیه حکومت بشوراند) رهسپار پتروگراد کردند، که بعدها به لنینگراد تغییر نام یافت (اکنون: سن پترزبورگ). فردی به نام ژنرال هوفمان (Hoffmann) به عنوان رییس ستاد ارتش آلمان در جبهه شرقی، بعدها در این‌باره نوشت: "هدف ما از دادن اجازه عبور به این عده، از مناطق متصرفی خود، تشدید اختلافات داخلی در روسیه و تضعیف روحیه روسها در جبهه بود. ما اطمینان داشتیم که آنها به محض مراجعت به روسیه، به مخالفت با ادامه جنگ، بر خواهند خواست" افرادی نیز مانند آلکساندر سولژنيتسين (A. Soljenitsyne) که یک نویسنده تبعیدی روس است، اعتقاد دارند که آلمانی ها پول کلانی برای تشديد حرکت های انقلابی در روسيه در اختيار لنين گذاشته بودند. تاريخ نويسان بلشويک نوشته اند شرايط آلمانی ها برای مسافرت آنها خيلی سهل و ساده بوده و به مهاجرين روسی، بدون توجه به روش آنها درباره مسئله جنگ، اجازه عبور از مناطق متصرفی آلمان داده شده بود. لنین چند ماه پس از ورود به روسیه و با همکاری تروتسکی و دیگران موفق به سرنگونی دولت موقت و کسب قدرت برای بلشویک ها در اکتبر همان سال شد. شعار انقلابی دهقانان (بیان کننده مصیبت آنها) خواسته ای منطقی بود:

« نـان، زمـیـــن و صـلـــح »

«نـان، زمـیـــن»: روسیه هنوز یک اقتصاد فئودالی داشت که در آن زمین در کنترل اشرافیت محلی بود. دهقانان به دنبال آن بودند که حلقوم خود را از چنگال اشرافیت زمیندار رها سازند. «صـلـــح»: جوانان روسیه بدون آنکه درک چندانی از جنگ جهانی داشته باشند، به آن کشانده شده بودند که با پیشروی آلمان ها قتل عام می شدند. در اکتبر ۱۹۱۷ بلشویک ها (به رهبری ولادیمیر لنین) انقلاب دوم روسیه را آغاز کردند. لنین و پیروانش باالهام از نوشته های فیلسوف آلمانی کارل مارکس، طرفدار تشکیل نظام سوسیالیستی-کمونیستی بودند که مروج برابری و حذف طبقات اجتماعی بود. برای دهقان ها و کارگران فقرزده روسیه، که برای حداقل معیشت خود رنج و مرارت می کشیدند، کمونیسم نمیانگر امید بزرگ به تغییر بود. ایالات متحده نسبت به سیاست های دولت جدید روسیه بیمناک بود. همین که بلشویسم (کمونیسم روسی) در روسیه قدرت گرفت، ایالات متحده و دیگر کشور های غربی (که از شکست دموکراسی در روسیه آزرده شده بودند) روسیه را صحنه دیگری دیدند که در آن، دموکراسی در خطر قرار گرفته بود. از شعارهای لنین که سوسیالیسم به سرتاسر جهان گسترش خواهد یافت احساس خطر می کردند.

کمونيست‌‌ها خواهان صلح فوری و بدون الحاق خاک و بدون پرداخت غرامت بودند، ارتش آلمان مشغول پیشروی به‌سوی پتروگراد بود، لنين نظر خود را مبنی بر «برقراری صلح به هر قیمتی» اعلام کرد. تقاضای دهقان ها برای زمین، نان و صلح، به کمک امضای قرار داد صلح لیتووسک (Brest Litovsk) با آلمان ها (کاملن تسلیم طلبانه و اجتناب ناپذير) و تقسیم دوباره مالکیت های اراضی تحقق یافت. به‌موجب اين قرار داد که در سوم مارس ۱۹۱۸ به امضا رسيد، روسيه از لهستان، کشورهای بالتيک، اوکراين و ناحيه باطوم، صرف‌نظر می‌کرد. که در پیآمد آن و به گونه ای اجتناب ناپذیر، جنگی داخلی با ماهیتی بسیار خشونت آمیز درگرفت، که سرانجام بلشویکها در آن به پیروزی رسیدند. استقلال طلبان و ضد انقلابیون ارتشی معروف به ارتش سفید را تشکیل دادند، متفقين با اينکه هنوز به‌شدت گرفتار جنگ در جبهه غربی بودند، واحدهایی را برای متوقف ساختن ارتش سرخ به روسیه فرستادند. ایالات متحده نیز به دستور پرزیدنت ویلسون (Wilson) به این حرکت پیوست و پـانـزده هـزار سرباز آمریکایی را به سیبری روسیه فرستاد تا در محاصره اقتصادی شرکت کند و به تامین اسلحه برای نیروهای ضد بلشویک بپردازند. دولت بريتانيا، ويليام سامرست موام (W.S. Maugham) را در ماموريتی مخفی، با بودجه ای نا محدود، به پتروگراد فرستاد، دستور اين بود: "روسيه را در حالت جنگ نگهدارد و با كمك نيروهای دولتی، بلشويكها را از رسيدن به قدرت باز دارد". انگليسی‌ها به نفت قفقاز چشم طمع دوخته بودند، ژاپنی‌ها می خواستند سر پلی در خاور دور در خاک آسيا بيابند، فرانسوی‌ها به اوکراين و گندم آن طمع داشتند و امريکايی‌ها خواهان دست اندازی به اقتصاد سراسر روسيه بودند. اين کشور ها، همچنين با حمله به دره دون و سیبری، اسيران جنگی چک و اسلواک را نجات داده و عليه بلشويک‌ها تجهيز کردند. اما همانطور که قبلتر نیز نوشتم با وجود این مداخلات، ارتش سرخ پیروز شد. ولی اين پيروزی، لطمات و صدمات شديدی به روسيه وارد آورد. محاصره متفقين راه ورود هر نوع آذوقه از خارج را بسته بود. توليدات کشاورزی يک‌باره کاهش يافت و محصولات صنعتی به يک‌هفتم ميزان قبل از جنگ رسيد. مواد سوختی ناياب شد و قطار ها از کار افتادند. قحطی هفت ميليون نفر را از بين برد. با اين همه، لنين استقامت نشان داد و دربرابر همه چيز و همه کس مقاومت کرد، در سرتاسر امپراتوری سابق تزاری، کمونیسم را برقرار کرد و در سال ۱۹۲۲ اتحادیه ای از جمهوری ها را با نام "اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی" اعلام کرد که به طور خلاصه به آن "اتحاد شوروی" گفته می شد و شامل قلمرو وسیعی در روسیه، اوکراین، بلاروس و قفقاز بود و در سال ۱۹۴۰ مناطقی از فنلاند، رومانی و کشور های حوزه بالتیک (استونی، لیتوانی و لیتونی) به آن افزوده شد.

مورسو روکانتن

  زير نويس :
 - در بخش بعدی، به بررسی انقلاب روسیه ادامه خواهيم داد.
- برای خواندن تحريف های تاريخ در فيلم دکتر ژیواگو (رمان نوشته شده توسط بوریس پاسترناک) و همچنين خواندن توضيحات بيشتری درباره جنگ داخلی ی پس از انقلاب اکتبر، به وبلاگ Cinema Buff رجوع کنيد.

Posted by materialism at 07:15:48 | Permanent Link | Comments (11) |
Comments
1 2
1 - خوشحالم از اینکه برگشتی و نوشته های مفیدت را خواهم خواند.
موفق باشی (Comment this)

Written by: Jaleh at 2006/08/12 - 10:45:11
2 - سلام
خيلي خوشحالم كه باز هم مي نويسي. منتظر پست بعدت مي مونم متاسفانه الان حال چندان خوبي ندارم ...
اميدوارم شاد و موفقتر از هميشه ادامه بدي (Comment this)

Written by: mariam at 2006/08/13 - 08:39:57
3 - komonism mordeh ast va talash barayeh nabsheh ghabr va tahrif tarikh sarasar dorgh va jenayat an bifaydeh ast.
boris pasterank dar Dr. givago besiyar jaleb vaghye dardnak enghalb fashisti octobr va dictatori hasel az anra be tasvir keshideh ast. az goulag ha va ghatleam 50 milion rus niz benevisd.tarikhnegar bayad bitarf bashad. (Comment this)

Written by: Armin at 2006/08/14 - 19:52:12
4 - بد نیست چهار تذکر دوستانه به
Armin نامی که در اینجا انتقادی کرده بدم

۱. عزيزمن اگر متن رو کامل ميخوندی متوجه ميشدی که ماجرای پاسترناک تحريف بوده. (اینکه در روسیه قبل از لنین گرسنگی نبوده و سایر نکات)
۲. اين ماجرای قتل کولاکها مربوطه به سه چهار سال بعد از مرگ لنين. درحالی که اين در اين نوشته (که برات عجیبه که چرا اسمی از کولاکها نیومده!!!) مربوطه به قبل از به قدرت رسيدن لنين
۳. اطمينان داشته باش اگه تمام نوشته های مربوط به انقلاب روسيه رو اينجا بخونی بيشتر به حقيقت نزديک ميشی تا به تحريف
و اگر تحريفی در نوشته های مورسو ديده بشه اطمينان داشته باش خوانندگان زيادی هستند که نمی تونن تحريف رو تحمل کنن (مانند خود من)
۴. نويسنده اين وبلاگ سعی داره بشکل علمی و منطقی به نقد و انتقاد از انقلاب و حکومت شوروی بپردازه نه به شکل کليشه ای و شعاری. شما هم کمی عجولانه عمل نکنين و صبر داشته باشيد.
 (Comment this)

Written by: M. Rahgozar at 2006/08/15 - 10:20:37
5 - سلام كاش مجال ودقت در من بود ولي اميد وارم بتوانم كل مطالب را بخوانم.....ممنون (Comment this)

Written by: حسين ديلم كتولي at 2006/08/22 - 14:08:55
6 - خیلی خوشحالم از اینکه میبینم بعد از مدتها دوباره شاهد فعالیتت هستم...
البته روسیه درآن سالها کشور صنعتی پیشرفته مانند آلمان یا فرانسه و ... نبود و با کارگران مسکو و پترزگراد نمی شد انقلاب کارگری کرد. . تقسیم زمین بین رعایا عملی تر از انقلاب کارگری بود از نظر مارکسیت ها، انقلاب روسیه انقلاب کارگری مارکسیستی نبود. بلکه یک انقلاب خلقی بود
موفق باشی. (Comment this)

Written by: samira at 2006/08/24 - 09:34:26
7 - salam man daneshjoye jameashenasi hastam va dar tahghighi ke daram ehtiyaj be manabea faravan daram
mikhastam agar mishe manabei da morede masael va etefaghat sale 1917 enghelabe rosiye ro dar ekhtiyaram bezari
ba tashakor az site khobeton (Comment this)

Written by: زهره at 2006/10/30 - 07:59:03
8 - motshakeram az matalebe khobeton . man ye tahghigh darbareye enghelabe rosie daram va az matlabaye shoma koli estefade bordam motshakeram (Comment this)

Written by: shadi at 2006/11/19 - 07:25:10
9 - دوست عزیز با تشکر از زحمات شما امان دارد درصورت آپدیت کردن
من را از طیق میل یا وبلاگ خبر کنی موفق باشی عزیز (Comment this)

Written by: سیاهکل at 2006/12/03 - 06:51:40
10 - دوست عزیز با تشکر از زحمات شما امان دارد درصورت آپدیت کردن
من را از طیق میل یا وبلاگ خبر کنی موفق باشی عزیز (Comment this)

Written by: سیاهکل at 2006/12/03 - 06:58:26
Write a comment






1 2